تبليغاتX
از هیچکس از هیچ جا

قالب وبلاگ


از هیچکس از هیچ جا
بیان دلنوشته های اعتقادی ، اجتماعی ، فرهنگی مرتبط با امور روزمره جامعه  

 بسم الله الرحمن الرحیم

  با سلام به همه دوستان وبلاگ نویس عزیز.

  من بتازگی به حلقه دوستانه شما پیوستم و از این بابت خیلی

  خوشحالم.

  از همتون تقاضا دارم که منِ تازه راه افتاده رو کمک کنین؛

  اشکالاتم رو بهم گوشزد کنین، هر نوع پیشنهادی که میتونه

  به اصلاح و بهبود وبلاگم كمك كنه ازم دريغ نكنين .



همتون رو از صمیم قلبم دوست دارم.

منتظر حضور سبزتون هستم.

آخ فراموش کردم، حتماً حتماً از ارائه نظر فراموشتون نشه.

[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 21:55 ] [ سید مصطفی ]

 

 

 

 

 

 

امام حسن مجتبی « علیه السلام » در نیمه رمضان سال دوم هجری به دنیا آمد . پیامبر ( ص ) نام فرزند هارون ( وزیز و صی حضرت موسی « علیه السلام » ) را برگزید . چون پدرش علی «‌علیه السلام » به منزله هارون بود برای پیامبر.
«شُبر» کمله ای عبری است , که به عربی می شود حسن . نام حسن واقعا برازنده ایشان بود . چهره زیبا و خصائل اخلاقی او دقیقا مانند پدر بزرگ عزیزش رسولخدا ( ص) بود . در هفتیمن روز تولدش پیامبر ( ص ) گوسفندی خرید و برای سلامتی فرزند عزیزش قربانی کرد, که بعد ها این عمل بنام عقیقه سنت شده .
امام حسن «علیه السلام » در روزگاری سخت متولد شدند . تقریبا تمام جنگهای صدر اسلام در این هفت سال آغازین عمر شریف ایشان اتفاق افتاد . امام حسن « علیه السلام » از همان کودکی به یادگیری قرآن و سخنان حکیمانه و طریقه نبرد و وشجاعت و دینداری پرادختند ؛ آنهم در محضر عالیترین اسطوره های دین و انسانیت . هفت سال بعد از ولایت ایشان پیامبر ( ص) وفات یافت و مشکلات خلافت و خیانت عناصر منافق آغاز شد. بدون شک سخت ترین ایام عمر مبارک ایشان بین وفات حضرت رسول « صلی الله علیه اله » و شهادت مادرشان فاطمه زهرا( س) بوده است .
درباره شهادت مظلومانه حضرت فاطمه ( س ) همه مطالب بسیاری شنیده ایم . به این ترتیب خلافت بدست ابو بکر و دوسال بعد به دست عمر رسید . علی « علیه السلام » در مظلومیت و تنهایی در سکوت خاص خویش منتظر فرصت بود . درروزگار عثمان , امام حسن علیه السلام به 20 سالگی رسیده بودند . سال 28 هجری بین مسلمانان و مردم شمال آخرین جنگی رخ داد که امام حسن «علیه السلام » در آن جنگ شرکت داشتند و رشادت و شجاعتشان زبا نزد شد .
اگر چه خلافت عثمان را هرگز قبول نداشتند ولی برای دین اسلام به میدان جنگ رفتند . عثمان فردی ناتوان و بی لیاقت بود و دست افراد حقیر و ذلیلی که در زمان رسو ل خدا مطرود بودند, باز گذاشت . عثمان حتی ابوذر را که در اسلام به یار صدیق پیامبر ( ص) معروف بود به منطقه بی آب و هوائی تبعید کرد, تا در غربت و تنهائی جان سپرد . آری اینها روزگاری است که جوانی امام حسن « علیه السلام » غریبانه در آن شاهد رنجهای فراوان است . پس از عثمان بنابه درخواست توده مردم . علی « علیه السلام » خلافت را پذیرفت اگر چه هرگز مردم را لایق نمی دید که خلیفه ایشان باشند .
جنگ جمل اولین نبرد بعد از خلافت علی( ع ) بود با گروهی که «ناکثین» معروف شدند. دوران جنگ همه دیدند که جنگ آوری و قدرت علی « علیه السلام » چگونه در وجود امام حسن مجتبی (‌ع ) جوشان است . جنگ بعدی به فتنه گری معاویه در صفین به راه افتاد و یا غیان این جنگ ( قاسطین ) حدود سه سال با خلافت علی ( ع ) درگیر بودند و بالاخره با پول و رشوه های معاویه و حیله عمروعاص ملعون به نفع معاویه تمام شد و نتایج این جنگ بسیار تلخ بود . آنقدر که علی « علیه السلام» آرزوی مرگ نمود و بعد ها امام حسن « علیه السلام » مجبور به صلح با معاویه گردید . بدون توضیح روزگار خلافت علی « علیه السلام » نمی توان به ذهنیت درستی از فضای زندگی امام حسن مجتبی « علیه السلام » دست یافت . جنگ دیگری توسط گروهی نادان و متعصب در نهروان اتفاق افتاد خوارج که ابن ملجم ملعون از ایشان است به مارقین معروفند .
آری امام حسن « علیه السلام » در کنار پدر تمام این روز گار پر ظلم را بعد از وفات پیامبر ( ص ) تحمل کرد . بعد از شهادت علی « علیه السلام » بالاخره مردم امام حسن « علیه السلام » را برای خلافت بر معاویه ترجیح دادند . امام که مردم منافق زمانه اش را خوب می شناخت ابتدا خلافت را قبول نمی کرد و با لاخره با اصرار مردم پذیرفت . البته مشروط به اینکه هر چه امام بگوید چه جنگ چه صلح همه بپذیرند.
اولین اقدام ایشان بعد از خلافت یکطرفه کردن حضور معاویه بود در سرزمین خلافت امام معصوم معاویه چه جایگاهی دارد ؟ برای همین قبل از اعلام جنگ امام حسن «علیه السلام »نامه ای برای معاویه نوشت و او را به تبعیت از خود فرا خواند . معاویه نپذیرفت و گفت مسئله من و تو درست شبیه مسئله پدر تو و ابوبکر است .تو باید خانه نشین و من حکومت کنم . امام آماده جنگ شد و به تمام کسانی که با او تبعیت کرده بودند ندا داد ؛ اما ایشان به بهانه های واهی حاضر به همکاری درنبرد نشدند . امام «عبید اله بن عباس» را با 12 هزار نفر بسوی معاویه فرستاد تا آماده نبرد شوند و به او دستور داد که چگونه رفتار کند تا از پشت سر امام به آنها برسد . ولی چندی نگذشت که در میان سپاه « عبید اله بن عباس » خبر پیچید امام صلح با معاویه را پذیرفت است . معاویه نامه ای به ابن عباس نوشت با پانصد هزار درهم نقدا و پانصد هزار درهم هنگام پیوستن به لشکریان او «عبید اله بن عباس» هم که فرمانده لشکر بود شبانه با نیمی از سپاه به اردوی معاویه پیوستند . آخرین ضربه را نیز اشراف و سرشناسان دنیا دوست زدند . آنها با نوشتن نامه قول هر همکاری را به معاویه دادند . در این ایام امام حسن مجتبی « علیه السلام »آنقدر تنها بود, که در میان خودی ها حاضر نیز با زره بر تن به نماز می ایستا د . بالاخره امام بعد از هفت ماه خلافت بر مردمی منافق و نادان و بی ایمان مجبور به پذیرش صلح شد و معاویه به حکومت رسید .
با لاخره در 28 صفر سال 50 ه. ق توسط همسر فریب خورده اش مسموم شد و به شهادت رسیده . اما دشمنان از جنازه آن حضرت هم دست بردار نبودند . گروهی به سر کردگی عایشه و مروان حکم مانع از دفن آنحضرت در جوار پیامبر شدند و جنازه را تیرباران کردند .
امام حسین « علیه السلام » که بنا به وصیت برادر اجازه درگیری نداشتند , جنازه ایشان را در قبرستان بقیع کنار مادر بزرگ گرامیشان فاطمه بنت اسد به خاک سپردند .پیامبر ( ص) می فرمودند : هر کس بخواهد آقای جوانان بهشت بنگرد به حسن نگاه کند . وصف نیکی ها و خصایل ایشان بسیار زیاد داشت . حدیث زیر درسی است از آنحضرت : مکارم اخلاق ده صفت است: راستگویی , درستکاری , بخشندگی , نیکخوئی , پاداش خیر پیوند با خویشان , حمایت از همسایگان ,‌حق شناسی , میهمان نوازی و سر آمد همه مکارم حیاء‌ است  

  

[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 19:33 ] [ سید مصطفی ]

 سلام . اول بهمن سالروز وفات محدث کبیر شیعه حاج شیخ عباس قمی (ره) رو با بزرگترین  گنجینه

معرفتش ( مفاتیح الجنان ) که اکثر ما شیعه ها اون توی خونه هامون درایم رو مشناسید . به همین

مناسبت بد نیست نگاهی گذرا به زندگی این بزرگوار داشته باشیم .

 

حاج شیخ عباس قمى مرزبان صدیق ایمان بود، او در عصر خویش شاهد هجوم فرهنگى دشمنان دین، به قلب اسلام و روحانیت بود و با رویکرد مناسبی که پیش گرفت و فعالیتهایی که داشت در این جبهه به مبارزه پرداخت.

به گزارش انتخاب به نقل از مهر، در سال 1294 هجری قمری در محله حرم شهر قم و در منزل مردی پارسا به نام محمدرضا کودکی دیده به جهان گشود. او را "عباس" نام نهادند تا در میدان علم و تقوا گام نهد و همچون حضرت عباس (ع) دلیر و شجاع و خدمتگزاری پرتلاش برای اسلام باشد.

عباس در کودکی با واژه های قرآنی آشنا می شد و با صوت دلنشین و زمزمه قرآن به خواب می رفت. صدای تلاوت قرآن، فضای زندگی او را نورانی و معطر کرده بود. خانه پدر بیشتر یک مکتب بود تا یک منزل مسکونی. دوران کودکی و نوجوانی شیخ عباس قمی در زادگاهش، شهر قم، سپری شد.

پدر حاج شیخ عباس، مردی صالح بود که به خوبی و نیک نامی معروف بود. مردم او را مردی با تقوا، پرهیزکار و آشنا به مسائل دینی می شناختند و برای یادگیری احکام دین به نزد وی می رفتند. نام مادرش زینب بود. درباره مادر شیخ عباس گفته اند: «مادرشان هم از زنان نمونه بود. یادم هست یک بار با آن مرحومه سر سفره بودم. یک دستم را روی نان گذاشتم و با دست دیگر تکه ای را از آن جدا کردم. ایشان فرمودند: این کار جسارت است که دست روی نان بگذاری. نان را دو دستی بلند کن و یک تکه از آن را جدا کن. ایشان به این ریزه کاری ها توجه داشت.»

شیخ عباس تحصیلات ابتدایی را در آن شهر فرا گرفت. سپس در1316 قمری به نجف رفت مرحوم حاج شیخ عباس قمی پس از ورود به حوزه علمیه نجف، در حلقه اساتید و بزرگان آن دوره شرکت جست. شیخ عباس قمی، معروف به محدث قمی، تحت تأثیر ملکات فاضله و صفات برجسته و علم سرشار استادش حاجی نوری و نیز شایستگی ذاتی و آمادگی بالای خود، به مقامات چشمگیری از علم و عمل رسید. شیخ به مدت چهار سال از محضر این استاد عالی قدر بهره گرفت.

همکاری در تأسیس حوزه علمیه قم

مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری وقتی که حوزه علمیه قم را تأسیس نمود و به آن رونق بخشید برای پربار نمودن بنیه علمی و فکری طلاب، از علما و بزرگان دینی دعوت به همکاری کرد. یکی از کسانی که بیش از همه به وجود او نیاز داشت و به عنوان بازوی توانمند او محسوب می‏شد، حاج شیخ عباس قمی بود.

شیخ آقا بزرگ تهرانی در این باره می‏فرماید: "هنگامی که حاج شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه، وارد قم شد و علمای قم از ایشان در خواست کردند در آن شهر اقامت کند و سروسامانی به حوزه و آن مرکز دینی بدهد. حاج شیخ عباس یکی از معاونان و یاوران او بود. با اینکه آن موقع در مشهد زندگی می‏کرد، سهم زیادی در این کار داشت و یکی از بزرگترین مروجان حاج شیخ عبدالکریم به شمار می‏رفت و با دست و زبان او را تأیید می‏کرد."

آثار و تألیفات

در چنین شرایطى حاج شیخ عباس همچون یک عالم متعهد وارد صحنه شد و مانند یک طبیب روح و قلب مسلمین را آرامش بخشید. او با نگارش کتاب جاوید مفاتیح الجنان و منازل الاخره مردم را به سوى دعا و معنویت دعوت کرد و با تألیف فوائد الرضویه و تحفةالاحباب و الکنى و الالقاب و هدیة الاحباب، بزرگان دین و دانشمندان وارسته شیعى را به جوانان مسلمان معرفى کرد.

سفینة البحار، منتهى الامال، الانوار البهیه، تتمه المنتهى، منازل الاخرة، الفوائد الرضویه، تحفةالاحباب،  چهل حدیث  والفوائد الرجبیبه برخی دیگر از آثار شیخ عباس هستند .

رحلت

شیخ عباس قمی 23 ذیحجه( بنا به برخی روایات نیز 22 ذیحجه)  سال 1359 هجری قمری، حالش منقلب گردید و پی در پی نام ائمه اطهار علیه‏السلام را بر زبان جاری می‏ساخت. آن شب به علت کسالت فراوان نمازهایش را نشسته خواند و نیمه شب دعوت حق را لبیک گفت و در سن شصت و پنج سالگی به لقاءاللّه‏ پیوست.

 

[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 11:45 ] [ سید مصطفی ]
 

یکی از آسیب های مسایل تاریخی آن است که برخی از رخدادها ابهام دارد و از شفافیت لازم برخورد دار نیست ؛ از این رو قضاوت دربارة آن ها مشکل است. تاریخ زندگی پیامبر(ص) نیز از این قاعده مستثنا نیست و بخشی از آن فاقد شفافیت می باشد؛ از این رو دانشمندان سنی و شیعی در خصوص تاریخ ولادت ایشان اختلاف نظر دارند که دوازدهم ربیع الاول است و یا هفدهم آن.
یکی از مسایل دیگر که ابهام دارد، آن است که آیا حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفت و یا شهید شد ؟
در برخی از متون آمده است: «گروهی، زنِ یکی از اشراف یهود را به نام زینب فریب دادند که پیامبر را از طریق غذا مسموم سازد. نقشة وی از این قرار بود که آن زن، کسی را خدمت یکی از یاران پیامبر فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام کدام عضو از گوسفند را بیشتر دوست می دارد. او در پاسخ گفت: ذراع گوسفند مطبوع‌ترین عضو برای پیامبر است. زینب، گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت، و بیش از همه در ذراع آن سم داخل نمود و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر نخستین لقمه ای را که به دهان گذارد، احساس کرد مسموم است. فوراً آن را از دهان در آورد، ولی کسی که با ایشان غذا می خورد، یعنی «بشر بن براء معرور» که از روی غفلت چند لقمه خورده بود؛ پس از مدتی بر اثر سم در گذشت. پیامبر دستور داد زینب را احضار کردند و به او گفت: چرا چنین جفایی را بر من روا داشتی؟! وی در پاسخ گفت: تو اوضاع قبیلة ما را هم بر هم زدی، من با خود فکر کردم که اگر فرمانروا باشی، با خوردن این سم از بین خواهی رفت، و اگر پیامبر خدا باشی، قطعاً از آن اطلاع یافته و از خوردن آن خودداری خواهی نمود.
ابن اسحاق گزارش می دهد: «رسول خدا در معرض وفات خود به «امّ بشر» دختر «براء بن معرور» که برای عیادت وی آمده بود گفت: از همان خوراکی که با برادرت در «خیبر» خورده، اکنون رگ دلم قطع می شود. بدین جهت مسلمانان رسول خدا را علاوه بر افتخارات نبوّت دارای مقام شهادت هم می دانستند.
با توجه به مطالب مذکور باید گفت:
1) از برخی روایات و متون دینی استفاده می شود که پیامبر(ص) در جنگ خیبر مسموم شده و این مسمومیت در بیماری پیامبر مؤثر بوده است. برخی گفته اند: معروف این است که پیامبر در کسالت وفات خود می فرمود: این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی خورانده است .
شاید به خاطر همین روایات و متون تاریخی بوده که پیامبر(ص) را نیز دارای مقام شهادت می دانستند، همان گونه که ابن هشام تصریح نموده است.
در برخی روایات نیز اشاره شده که مسمومیت پیامبر در رحلت او تأثیر گذار بوده است، از این رو حضرت در هنگام رحلت با اشاره به مسمومیت خویش در خیبر می فرمود: «نیست پیامبر و وصی مگر این که شهید شود».
2) در خصوص این که به پیامبر(ص) شهید گفته نمی شود، شاید بدان جهت باشد که مسایل تاریخی ابهام دارد و یا سند برخی از روایات اشکال دارد. طبیعی است چیزهایی را می توان به ساحت مقدّس پیامبر نسبت داد که شبهه و ابهام نداشته باشد. از سوی دیگر دقیقاً مشخص نیست که مسمومیت، چقدر در رحلت پیامبر تأثیر گذار بوده؛ زیرا مسمومیت در سال هفتم هجری بوده، ولی رحلت پیامبر در سال 11 هجری اتفاق افتاده و این فاصله زمانی حکایت از آن دارد که مسمومیت عامل اصلی رحلت پیامبر نبوده است. اگر مسمومیت علت اصلی رحلت پیامبر(ص) بود، باید پیامبر بعد از مسمومیت از دنیا می رفت، همان گونه که «بشر بن براء» که از گوشت همان گوسفند خورده بود، فوت کرد.
3) در خصوص صحت و عدم صحت اقوال دربارة رحلت و یا شهادت پیامبر(ص) نمی توان قضاوت نمود،‌ زیرا داوری دربارة مسایل تاریخی مبهم، مشکل است. از متون تاریخی استفاده می شود که پیامبر توسط زن یهودیه مسموم شده است. حال پیامبر(ص) در اثر مسمومیت از دنیا رفت یا نه، مشخص نیست.

 

[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 10:17 ] [ سید مصطفی ]

سلامي به گرمي زمستون و درازاي مدت غيبت

 

اربعین یعنی گذشت چهل روز از مصیبت جانگداز شهادت سرور و سالار شهیدان.. چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اكرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه كنید:

1) فداكاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداكاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی‏داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

2) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در كار نبود، همین عامل كافی است كه نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏كنیم و مراسم متعددی برپا می‏كنیم.

3) در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را كشتند و اسیران كربلا را به كوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به كربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

4) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود كردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شكنجه می‏كردند و می‏كشتند. در زمان متوكل عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع كردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏كردند كه یكی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.

5) یكی از نشانه‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسكری علیه‏السلام روایت شده است كه علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شبانه‏روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست كردن، پیشانی بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن۱ و یكی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده‏اند.

۱. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۵۴۵.

                

                                             

 

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 16:24 ] [ سید مصطفی ]
می دانیم جایمان کجاست

مي گويند زماني که قرار بود دادگاه لاهه براي رسيدگي به دعاوي انگليس در ماجراي ملي شدن صنعت نفت تشکيل شود ، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالي که پيشاپيش جاي نشستن همه ي شرکت کنندگان تعيين شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمايندگي هيات ايران روي صندلي نماينده انگلستان نشست .
قبل از شروع جلسه ، يکي دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا براي نماينده هيات انگليسي در نظر گرفته شده و جاي شما آن جاست ، اما پيرمرد توجهي نكرد و روي همان صندلي نشست . جلسه داشت شروع مي شد و نماينده هيات انگليس روبروي دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روي صندلي خويش بنشيند ، اما پيرمرد اصلاً نگاهش هم نمي کرد .جلسه شروع شد و قاضي رسيدگي کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جاي نماينده انگلستان نشسته ايد ، جاي شما آن جاست .کم کم ماجرا داشت پيچيده مي شد و بيخ پيدا ميكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت:شما فكر مي کنيد نمي دانيم صندلي ما کجاست و صندلي نماينده هيات انگليس کدام است ؟
نه جناب رييس ، خوب مي دانيم جايمان کدام است …اما علت اينكه چند دقيقه اي روي صندلي دوستان نشستم به خاطر اين بود تا دوستان بدانند برجاي ديگران نشستن يعني چه ؟
او اضافه کرد که سال هاي سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادي ماست نه سرزمين آنان …
سكوتي عميق فضاي دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پايان سخنانش كمي سكوت كرد و آرام بلند شد و به روي صندلي خويش قرار گرفت. با همين ابتکار و حرکت ، عجيب بود که تا انتهاي نشست ، فضاي جلسه تحت تاثير مستقيم اين رفتار پيرمرد قرار گرفته بود و در نهايت نيز انگلستان محکوم شد.

 

[ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 19:6 ] [ سید مصطفی ]
باسلام - امروز ۸ صفر مصادف بود با سالروز وفات جناب سلمان فارسی که مایه مباهات و افتخار ما ایرونی هاست . بد نیست که بیشتر راجع به ایشون بدونیم .

روزبه معروف به سلمان فارسي از اهالي منطقه‏ي جِي در اصفهان بود كه در ابتدا آيين زرتشتي و آتش‏پرستي داشت. وي بر اثر برخورد با دين مسيح به آن گرايش پيدا كرد و در راه عزيمت براي يافتن كيش برتر، راهي شام و سپس حجاز گرديد. او را در اين زمان به عنوان برده‏اي خريد و فروش كردند و سال‏ها قبل از هجرت پيامبر اكرم(ص)، در مدينه به كارگري براي يك يهودي مشغول بود. ساليان اوليه‏ي حضور پيامبر در مدينه نيز با اين ايام همراه بود و او توفيق حضور در جنگ‏هاي پيامبر(ص) را نيافت. سلمان فارسي سرانجام به دين اسلام مشرف شد و پس از آن كه پيامبر(ص) او را سلمان نام نهاد از نزديك‏ترين ياران رسول خدا گرديد. سلمان فارسي از صحابه‏ي بسيار نزديك پيامبر بزرگ اسلام(ص) و داراي علم ظاهر و باطن و بسيار فاضل و پرهيزكار بوده است. از كثرت تَقرُّبي كه نسبت به آن حضرت و خانواده‏ي عصمت و طهارت داشته، پيامبر(ص) درباره‏ي او فرموده است: "السَّلمانُ مِنّا اهل البيت" سلمان از ما اهل‏بيت است. طرح حفر خندق در جنگ احزاب از جانب اين صحابي بزرگ پيامبر اكرم(ص) بود. پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) در زمان خليفه‏ي دوم به حكومت مداين برگزيده شد و تا پايان عمر به مدت 19 سال در اين منصب بود.

در روايات اسلامي آمده که، هنگام خروج حضرت قائم (عج) و پس از رِجعت، «سلمان فارسي» در شمار ياران آن امام خواهد بود. («الارشاد»، ص 399)

 وي از صحابه خاصّ رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم و نام اصلي اش «روزبه» بود. مقام بسيار شريفي در نزد خاندان نبوّت داشت، تا آنجا که پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلّم درباره ي او فرمود:«سَلْمانُ مِنّا اَهْلُ الْبَيْتِ : سلمان از ما اهل بيت است».

همچنين حضرت علي عليه السلام درباره ي وي فرموده است: «علم اوّلين و آخرين را فرا گرفت. او دريايي است که هر چند از آن استفاده شود کم نمي گردد، او از ما اهل بيت است».

نامه ي 68 نهج البلاغه، از نامه هايي است که حضرت علي عليه السلام پيش از خلافتش خطاب به سلمان فارسي نوشته است.

او در سال 35 هجري در اواخر خلافت عثمان و يا در سال 36 هـ ق از جهان رخت بربست طبق مطالبي که از تاريخ رسيده اميرالمؤمنين علي عليه السلام، شخصاً با طيّ طريق غير عادي براي غسل، کفن، نماز و دفن او از مدينه به مدائن رفت. عمر و حدّاقل که همه با آن موافقت دارند 250 سال بوده است.

[ دوشنبه دوازدهم دی 1390 ] [ 19:26 ] [ سید مصطفی ]
 

اغلب کاربران اینترنت دوست دارند برخی کارهایی که انجام می دهند در خفا صورت گیرد. به همین دلیل از خدمات مختلفی روی وب بهره می گیرند که این امکان را فراهم می کنند اما استفاده از این خدمات معنای مخفی بودن شما را ندارد پس بهتر است با این خدمات بیشتر آشنا شوید.

۱-من روی https هستم و کاملا مخفی!

این یک تصور عامه غلط در مورد پروتوکل ایمن وب است که همه فکر می کنند که در آن مخفی هستند اما چنین نیست! شما وقتی درخواست ارتباط ایمن با یک سایت می کنید تا زمانیکه تبادل کلید رمزنگاری صورت نگیرد و ارتباط ایمن برقرار نشود مخفی نیستید. معنای این موضوع آن است که از نظر فنی یافتن آی پی فردی که به سایت خاصی در زمان خاصی متصل شده است کاملا امکان پذیر است. یافتن آی پی شما معنایش یافتن آدرس خانه شماست!

۲-من با VPN آنلاین می شوم و بنابراین مخفی هستم!

این هم یکی دیگر از این تصورات نادرست در مورد خدمات وی پی ان است. خدمات وی پی ان به مفهومی که مخفی کاری صد در صد ایجاد کند وجود ندارد. اقلا از نظر فنی در حین اتصال شما به سرور وی پی ان امکان یافتن این درخواست و ردگیری آن وجود دارد. ضمن اینکه خود وی پی ان همانگونه که در اینجا شرح داده ام فقط تحت شرایطی خاص ایمن است.

۳-من از برنامه های تغییر آی پی استفاده می کنم و مخفی هستم!

این هم یکی دیگر از تصورات غلط! شما وقتی با برنامه هایی که با اتصال به یک سرور در کشور دیگر وارد یک سایت می شوید به عنوان کاربر آن کشور محسوب می شوید اما معنایش این نیست که ردگیری فعالیت شما ناممکن است! در کشور ما همه ترافیک اینترنت از شرکت زیر ساخت تامین می شود و عملا هر نوع درخواست اتصال به سرورهای خارجی با این نوع برنامه با اینکه ممکن است اما در شرایط خاص (مثلا وقوع جرم قضایی) به راحتی قابل پیگیری است.

۴-مخفی بودن در اینترنت فقط نرم افزاری است!

این بزرگترین تصور غلط کاربران اینترنت است! سخت افزارهای شما به راحتی می توانند شما را لو بدهند! مشخصات فراوانی در سخت افزارهای شما وجود دارد که هر کدام اختصاصی شما هستند و قابل ردیابی. مودم و کارت شبکه و سایر ابزارهای ارتباطی دارای پارامتری به نام mac address هستند که اختصاصی سخت افزار شما است و اگر با آن مک آدرس جرمی رخ دهد دچار دردسر بزرگی در انکار آن خواهید شد. اگرچه امکان جعل این مقادیر وجود دارد اما احتمال نمایش مقادیر واقعی به خصوص برای متخصصان جرایم سایبری بسیار بالاست.

۵-آی پی خدمات اینترنتی من استاتیک نیست و مدام عوض می شود پس مخفی هستم!

شاید با داشتن آی پی دینامیک آی پی شما مداوم تغییر کند اما بدون شک سرویس دهنده شما به راحتی می تواند بداند که در یک لحظه خاص این آی پی متعلق به چه کسی است. حتی در مواردی که یک ارتباط به صروت اشتراکی بین کاربران اختصاص یافته است نیز به راحتی با Internal IP و External IP می توان کاربر واقعی را یافت.

منبع :وب شهر

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 20:22 ] [ سید مصطفی ]

سلامی چو بوی خوش آشنایی

استیو جابز در کنار بزرگانی مانند بیل گیتس در عین اینکه تاجر و فعال اقتصادی بودند و هستند همواره به فکر ارایه خدمات انقلابی و بهتر و برتر هم بوده اند. اگر چه وجود جابز عملا موجب ساخت و توسعه فناوریهای بی شماری شد اما برخی از آنها را نیز نتوانست عملا تکمیل کند و شاید بعد از وی به بازار عرضه شوند.

۱-شبکه موبایل اپل

جابز از کندی توسعه و بهبود فناوریها در شبکه های مخابراتی ناراضی بود و با اینکه از برترین خدمات دهنده های دنیا و امریکا بهره میبرد اما همواره به فکر ایجاد شبکه مخابراتی متعلق به خود اپل بود. شبکه ای در آن دستش برای تغییرات فراوان و آنچه انقلاب در ارتباطات موبایل می دانست باز باشد.

۲-تلویزیون هوشمند

اگرچه اپل یک محصول ست تاپ باکس به نام اپل تی وی به بازار عرضه کرده است اما جابز به دنبال ساخت یک تلویزیون هوشمند به معنایی انقلابی آن بود. تلویزیونی که مانند سایر چیزها باز تعریف ابزاری به نام تلویزیون باشد. او معتقد بود که تلویزیونها اگرچه در بعد سخت افزار پیشرفت محسوسی کرده اند اما هنوز هوشمند نیستند. اتصال به خدمات آنلاین فیلم و …که اکنون در اپل تی وی موجود است فقط بخشی از آن چیزی است که می تواند در چنین تلویزیونی وجود داشته باشد. مثلا این تلویزیون نیازی به کنترل نخواهد داشت و مانند دستیار آیفون دستورات شما  را اجرا خواهد کرد.

۳-پردازنده های اختصاصی اپل

اگرچه اپل از دو سال قبل با عرضه پردازنده A4 که بر پایه معماری ARM است عملا استقلال در زمینه پردازشگر و به طور کاملتر SOC یا همان  System on chip شامل مموری و گرافیک و پردازنده را یافت اما در زمینه مک چنین اتفاقی نیافتاد و کماکان محصولات اپل بر پایه اینتل هستند. جابز می دانست که معماری کم مصرف بر پایه ARM توان جوابگویی دسکتاپ و لپ تاپها را هم دارد اما مشکلاتی مانند کندی توسعه این معماری و نبود گرافیک مجتمع شده با آن که دارای توان کافی و مصرف پایین باشد این کار را به تاخیر انداخت. اگرچه تغییر معماری منجر به باز طراحی مکینتاش خواهد شد اما کم مصرف بودن و حرارتزایی بسیار کم این معماری نگاه جابز را جلب کرده بود. شاید در سالهای آینده مک بوک ایر با این پردازنده را ببینیم.

۴-رابطی فراتر از تاچ اسکرین

بعد از معرفی ماوس در ۱۹۸۴ و بعد تاچ اسکرین در سال ۲۰۰۷ روی آیفون جابز به دنبال راه حلی برای حذف کیبرد و تاچ پد روی نوت بوکها بود اما به خوبی میدانست و بارها گفته بود که کاربران دنبال یک نوت بوک که تاچ اسکرین باشد و یا کیبردش دارای یک صفحه لمسی باشد نیستند. او به دنبال یک راه حل جدید بود. جزییاتی بیشتر از این طرحها منتشر نشد.

۵-دستیارهای هوشمند

اگرچه دستیار صوتی siri در دوران جابز توسعه داده شد اما این فقط ابتدای راه بود. از نظر او دستیار هوشمند چیزی فراتر از این ها بود. سرمایه گذاری سنگین اپل روی هوش مصنوعی و خرید چندین شرکت فعال در این زمینه نشان میداد که او به دنبال یک انقلاب در این زمینه است. اهمیت این دستیارها در کمک رسانی به افرادی که دارای نوعی معلولیت هستند بیشتر مورد توجه جوامع قرار گرفته است.

منبع:وب شهر

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 9:26 ] [ سید مصطفی ]
سلام سلام سلام

به گزارش خبرگزاری مهر، آمار منتشر شده بر روی وب سایت Internet World Stats نشان می‌دهد تعداد کاربران اینترنت ایران در سال ۲۰۱۱ نسبت به سال گذشته با افزایش 10 درصدی به تعداد ۳۶ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر رسیده است ، به بیانی دیگر بیش از 50% از حدود ۷۲ میلیون نفر کاربر اینترنت در خاورمیانه ، به کشور ایران اختصاص دارد و این با سرعت اینترنت ایران که در بین ۱۶۸ کشور رتبه ۱۶۷ دارد یک شگفتی محسوب می شود.

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 23:58 ] [ سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :

.

statistics

قالب بلاگفا حافظ پارس خودرو